محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
525
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
اخيارست چنانچه شمهاى ازين مقدمات رقم زده كلك بلاغت سلك گرديد . شعر ز شرع نبى آنكه گردد برى * طريقى نورزد بجز كافرى كسى كو بود منكر دين حق * عذاب ابد را شود مستحق دو روزى اگر بگذراند مدار * در آخر شود خوار و بىاعتبار سپهرش دو روزى پى ريشخند * به تقليد عام كالانعام چند كند گرم بازار الحاد او * خرى چند سوى وى آرند رو بهر چند گه ، در يكى روزگار * كند كيد شيطان خرى را فسار كند كار او را بنوعى قوى * كه آخر كند دعوى خسروى ز رفعت به جائى برد پايهاش * كه بر خاك مشكل فتد سايهاش بناگه ازين پايهء ارجمند * كه گشتست شيطان از آن سربلند كند سرنگون دست شرعش چنان * كه گرداندش عبرت ديگران خرى را كه شيطان برين بام برد * همان خود به ته برد و ناكام مرد در خلال اين احوال ، خيال سير بلدهء فردوس اشتمال دار السلطنه اصفهان از خاطر بيضا اثر نواب سكندر شأن سر برآورده فروغ ماهچهء لواى فيروزى نماى بر ساحت جنت راحت بلدهء مذكور افتاد . و در حين معاودت ، مقارن وصول موكب نصرت قران [ به ] بلدة المؤمنين كاشان ، ناگاه خيال ملحدان منحوس كه در آن بلده محبوس بودند ، از ضمير پادشاه سليمان ناموس سر بر زد و حسب الاشارة عليه ، آن جماعت را با مقدم ايشان مير احمد بدرگاه جهان پناه رسانيدند و نواب كامياب دو كلمه از روى تهديد به آن كهنه ملحد پليد گفت كه شايد درين پيرانه سر توبه كند و از لوث كفر و زندقه پاك گردد و او در جواب بر زبان آورد كه ما را از كشتن بيمى و از مردن باكى نيست ، چه ما را يقين حاصلست كه بعد از مرگ ، در اندك زمانى